آیت الله رسول منتجب نیا، دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی به مناسبت فرا رسیدن هفته دفاع مقدس پیامی صادر کرد.

به گزارش پایگاه رسمی اطلاع رسانی حزب جمهوریت این پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
«انّ الجهاد بابٌ من ابواب الجنه فتحه الله لخاصّه اولیائه»
چهل و یکمین سالروز آغاز دفاع شرافتمندانه در برابر حمله گسترده نظامی رژیم بعثی عراق و ایثار و فداکاری و حماسه آفرینی مردم با ایمان، مقاوم و خستگی ناپذیر ایران به رهبری شخصیتی مدیر، مدبر، دور اندیش و مقتدر چون امام خمینی گرامی باد.
بی شک جانبازی، استقامت و حماسه سازی آحاد ملت به ویژه نیروهای مسلح، ارتش، سپاه، بسیج، جهادگران و پشتیبانی کنندگان جبهه ها در تاریخ مشعشع ایران بزرگ، برای همیشه، درخشنده و سازنده باقی خواهد ماند. درعین حال وظیفه ملی – اسلامی همه ایرانیان به خصوص نسل اول انقلاب و شاهدان عینی دفاع مقدس، روایت صحیح، واقعی و بی طرفانه و انتقال آن صحنه های حماسی کم نظیر به نسل های بعد بوده ، رسالت تاریخ نگاران و مبلغان، انعکاس دقیق و همه جانبه آن وقایع تاریخی و ضبط و نشر آن است. با کمال تأسف، پدیده کتمان واقعیت ها و تحریف تاریخ دفاع مقدس، با انگیزه های سیاسی، جناحی و نهادی، روز به روز خودنمایی بیشتری داشته، گویی قرار بر این است که به تدریج، آن حماسه بزرگ به مصادره و انحصار جمع و جناح خاصّی درآمده و قهرمانان سترگ آن به جرم همفکر نبودن با تاریخ نگاران یا مسئولان حکومت به دست فراموشی سپرده شوند. چنانچه در حماسه دفاع از حرم و مقابله با صهیونیسم و داعش، چنین اراده ای ظهور یافته است. در اینجا نمونه ها و مصادیقی را یادآور می شوم: ١- آیا به جز چند ماهى که ابوالحسن بنى صدر، فرماندهى کل قوا را در دست داشت تا آخرین روز دفاع مقدس، مرحوم آیت الله هاشمى، فرماندهى جنگ را عهده دار نبود؟ و مگر در بیشتر عملیات ها شخصاً با لباس نظامى در ستاد فرماندهى، نزدیک به خطّ مقدم حضور نداشت و إعمال فرماندهى نمى کرد؟ در این همه تبلیغات رسانه اى و سایر تریبون ها، نام و نقش دوم او در پیروزى ها کجا دیده مى شود؟!
٢- آیا در تمامى هشت سال جنگ، نخست وزیر و وزراء دولت، با تمام توان، جبهه ها و رزمندگان را پشتیبانى و حمایت نمى کردند و بیشترین اعتبارات کشور و واحدهاى تولیدى، دانشگاه ها و نیروهاى متخصص را در اختیار ستاد فرماندهى جنگ قرار نمى دادند؟! نام آن ها، کى و کجا برده مى شود؟
٣- مگر ستاد قرارگاه خاتم و ستاد کلّ پدافند، تحت مدیریت دکتر روحانى، شهید بابائى، شهید ستارى و شخص اینجانب و تبلیغات جنگ، زیر نظر سید محمد خاتمى اداره نمى گردید؟! پس چرا آنان که زنده اند فراموش شده اند؟
۴- آیا هماهنگى و اداره دفتر فرمانده کل قوا در خلیج فارس به حقیر واگذار نشده بود و آیا از لحظه اول حمله هوایى دشمن تا پذیرش قطعنامه ۵٩٨ ، اینجانب، مسئولیت کلیدى و حضور مستقیم در همه صحنه هاى جنگ نداشتم؟! و مگر تاکنون حداقل سه مرحله، تاریخ مشهود جنگ را براى نهادهاى مربوطه روایت نکرده ام؟! پس چرا از بردن نام ما خوددارى شده و حتى به نقل موثّق، کلیه تصاویر بنده از اسناد مکتوب و مصور جنگ جمع آورى و محو شده است؟ آیا این برخوردهاى انحصارطلبانه و یا خصمانه را به جز کتمان حقایق و واقعیت ها و تحریف تاریخ، توصیف و توجیه دیگرى مى توان کرد؟!
رحمت و رضوان خدا بر امام خمینی و شهداء سرفراز دفاع مقدس

رسول منتجب نیا
١۴٠٠/٧/١

اخبار قبل و بعد
اخبار مرتبط

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد