هنر پیشرفت و تحول عبارت از حفظ نظمی که در جهت تغییر و تحول است و حفظ انقلاب و تغییر که در جهت نظم حرکت می کند، باید باشد. آنچه که در تاریخ انقلاب ها ملاحظه و مورد ارزیابی قرار می گیرد این است که ما انسانها عادت داریم که همه چیز را براساس معیارها و میزانهای (من سالارانه) طبقه بندی و نظم دهی کنیم. متاسفانه در طول تاریخ  در طبقه بندی های آهنین و درهم تنیده، راه افراط و تفریط را پیموده ایم که اصل، محتوا و جوهره موضوع را قربانی(شکل و قالب) کرده ایم. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) و پیروی مردم معتقد و مسلمان ایران به طور مسلم اهدافی داشته که خلاصه آن در (شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی) آمده است. متاسفانه بعد از 42 سال از انقلاب اسلامی می گذرد باید این نتیجه را اعلام کنیم که توانمندی، یکپارچگی، وحدت، قدرت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی(مردم و انقلاب) به دلیل طبقه بندی هایی که در بالا بدان اشاره شد، گرفتار کردیم. همانندی، عدالت و برابری، اقتدار و توانمندی اجتماعی، تشخیص و انسجام که حاصل و نتیجه انقلاب است را از دست دادیم، چرا که طبقه بندی ها و نظم آوری های ساختگی و تصنعی و (خود ساخته) که براساس خودبینی های ما صورت گرفته است، ما و نظام را اسیر خود ساخته و از ماموریتهای مهم انقلاب اسلامی یعنی؛ اتحاد، وحدت و یگانگی مورد نظر بنیان گذار جمهوری اسلامی غفلت نموده ایم. همانطور که در بالا اشاره شد انقلاب یک شعار معروف و مشخصی داشته است و آن(نظم در بی نظمی است) به همین دلیل می گوییم که تنها با زدودن (نظم در بی نظمی)، می توانیم به یک نظم پایدار، منطقی، مستمر و قابل فهم، دسترسی پیدا کنیم که نتیجه آن، پویایی، پایداری و نظم جویی در تمام رفتارها، سیاست گذاریها، برنامه ریزی ها از یک سو و دگرگونی و تحول پی در پی از دیگر سو، حرکت و رشد افراد، ساختار و نظام اجتماعی از قالب های از پیش تعیین و تعریف شده خارج می کنیم و تفسیر و تعبیر نظم را در آنچه که در خود می آفرینیم معنا می بخشیم. بر این اساس است که، صاحب نظران، متخصصان و پیشروان (علم مدیریت) با صراحت و شجاعت اعلام می دارند(مدیریت علمی گذشته به تضمین نظم و کنترل می پرداخت). در حالیکه در دیدگاه تغییر و تحول که نتیجه آن انقلاب اسلامی است معنا بخشیدن به بی نظمی است. ما به دنبال چنین نظمی هستیم زیرا که این نظم، انضباط، کارایی و کارآمدی و انرژی انسانها را افزایس می دهد. آنگاه ارزش معنایی در محیط انقلاب معنا پیدا می کند. ولی اگر اعمال انضباطی و ذهن، اسیر چارچوب انضباط خود ساخته گرفتار آید، سرکوب می شود و کاهش انرژی در همه حتی در انقلاب پیش می آید. به قول یکی از علما، این سرکوب بسیار زیانمند و هستی سوز خواهد بود، چرا که انسانها در آزاد شدن از (نظم های ساختگی) می توانند به جوهره اصلی و متعالی نظم های طبیعی پی ببرند و اصالت لازم انسانی را پیدا کنند.

اخبار قبل و بعد
اخبار مرتبط

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد