دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی گفت: پى گیرى مدافعانه از طالبان یا سکوت در برابر مظالم و حق کشى آن ها ، ضمن مردود بودن ذاتى آن، در آینده نه چندان دور، تمامیت ارضى و استقلال و کیان و هویت انقلاب اسلامى و جمهوریت اسلامى را مورد تهدید جدى قرار مى دهد.

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حزب جمهوریت ایران اسلامی، آیت الله رسول منتجب نیا، دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی، به سوالاتی پیرامون مواضع حزب متبوعش در قبال مسآله حکومت طالبان بر افغانستان و آخرین وضعیت صدور مجوز وزارت کشور برای تجمع حمایتی از مردم مظلوم افغانستان، پاسخ داد.

 

هدف حزب جمهوریت از درخواست تجمع حمایتی از مردم مظلوم افغانستان چه بود؟

 

از آن جا که در اساسنامه حزب جمهوریت ایران اسلامى بر تقید و پایبندى اعضاء حزب به وظائف و تکالیف دینى و اصول قانون اساسى تصریح و تأکید شده است و در آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام، نسبت به توجه و حمایت از مستضعفان و ستمدیدگان جهان، چه مسلمان باشند یا تابع ادیان دیگر، توصیه مؤکد شده است و در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز حداقل در سه مورد یعنى اصول ٣ ، ١۵٢ و ١۵۴ ، از وظائف جمهورى اسلامی، دفاع از حقوق همه مسلمانان و حمایت بى دریغ از مستضعفان جهان و حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان، اعلام شده است و مسئولان کشور حمایت هاى همه جانبه از مردم مظلوم فلسطین، سوریه، لبنان، یمن و عراق را با همین ادله نقلى و قانونى توجیه مى کنند.
از سوی دیگر ، طبق اخبار و گزارش هاى معتبر، آمریکا و هم پیمانانش، پس از بیست سال اشغال افغانستان و جنگ همه جانبه با طالبان و روى کار آوردن دولت هاى به اصطلاح مردمى و دموکراتیک، در یک چرخش پیچیده و اسرارآمیز و با همکارى طالبان، بدون مقاومت و با سرعت، کشور افغانستان را ترک کرده و آن کشور و ملت مظلوم را بار دیگر زیر سلطه و یوق حکومت طالبان قرار دادند و مردم همیشه محروم و ستمدیده افغانستان، راهى جز مهاجرت و یا تن به حکومت جائرانه و خودخوانده طالبان، ندارند و از جانب دیگر گروه طالبان، از زمان ظهور و نفوذ خود در آن کشور و سایر کشورها، تاکنون، ثابت کرده اند که به هیچ اصلى از اصول عقلائى و بین المللى پایبند نبوده اند و با ارائه تفسیرى زشت و خشونت آمیز از اسلام ، هرگونه ظلم ، تبعیض ، شکنجه ، کشتار مردم و محروم کردن زنان و جوانان از حقوق اولیه اجتماعى را جائز، بلکه لازم مى دانند و در دنیاى مدرن امروز ، همچون داعش به دنبال تشکیل امارت و خلافت ( به زعم خود) اسلامى هستند و قطعاً و مسلماً هیچ گونه تغییر و تحولى در اندیشه ، اخلاق و رفتار آن ها پدید نیامده است و تمامى اظهارات در وعده هاى آن گروه ، ظاهرسازى و خلاف واقع و در راستاى تثبیت حکومت آنان و به رسمیت شناختن آن ها است.
در چنین شرائطى برخى از مسئولین جمهورى اسلامى ، با چرخش یکصد و هشتاد درجه اى ، مستقیم و غیر مستقیم ، درصدد تطهیر طالبان و حمایت از آن ها برآمده اند و صدا و سیماى ایران به صورت تریبون طالبان درآمده است.
در صورتى که به عقیده اکثر تحلیل گران، اجراى این توطئه و تراژدى ، توسط قدرت هاى جهانى ، با هدف محاصره همه جانبه ایران و تحت فشار قرار دادن آن ، به اجرا درآمده است.
حزب جمهوریت ایران اسلامى با مطالعه و بررسى دقیق موضوع در دفتر سیاسى ، به عنوان حزبى فراگیر و انقلابى، به این نتیجه رسید که از ظرفیت قانون اساسى استفاده کند و تقاضاى صدور مجوز ، تجمع و گردهمایى ، در حمایت از مردم مظلوم افغانستان ، به خصوص جبهه مقاومت ، از وزارت کشور بنماید.

 

آیا وزارت کشور پاسخی درباره این درخواست به شما داده است؟

 

از تاریخ ١۴٠٠/۶/٢١ که نامه حزب با امضاء اینجانب به دبیرخانه وزارت کشور تحویل شده است و زمان مورد نظر براى تجمع ، هفته گذشته و در روزهای ٢٧ تا ٣١ شهریور اعلام شده، متأسفانه وزارت کشور هیچ گونه پاسخى به ما نداده است . ما نیز توسط یکى از اعضاء حزب، موضوع را پى گیرى کردیم و پاسخى که داده شد این بود که پس از ارجاع نامه به معاون سیاسى وزیر کشور ، با وزارت امور خارجه مکاتبه شده است و معلوم نیست از آن وزارت ، استعلام شده یا با آن مشورت شده است؟ در هر صورت ؛ اقدام ما کاملاً قانونى و منطبق با قانون اساسى و قانون احزاب بوده است. مسلّماً وزارت کشور باید با این درخواست موافقت مى کرد و هیچ عذر و بهانه اى
براى پاسخ ندادن یا ردّ درخواست پذیرفته نیست.

 

به نظر شما چرا جامعه جهانی در برابر طالبان سکوت کرده است؟

 

سکوت جامعه جهانى و مجامع بین المللى در برابر تسلط طالبان بر افغانستان، موضوع جدیدى نیست. این مجامع تحت نفوذ مستقیم قدرت هاى بزرگ غرب و شرق هستند و متاسفانه خروج نیروهاى ناتو و امریکا و هم پیمانان آنان با نقشه و مهندسى خاصى بوده که به آن اشاره شد. بنابراین نه تنها امیدى به برخورد مجامع بین المللى و تحت فشار قرار دادن طالبان نیست، بلکه آن ها اطمینان کامل از سکوت یا حمایت قدرت ها دارند و چنان که گفتیم هدف نهائى آنان، محاصره و به زانو درآوردن جمهورى اسلامى است.

 

فکر می کنید عواقب حضور طالبان در صدر حکومت افغانستان چیست؟

 

بدون شک، با حاکمیت کامل طالبان ، به خصوص در صورت به رسمیت شناختن آن ها، مردم مظلوم افغانستان آینده بسیار وخیم و به مراتب بدتر از گذشته در پیش خواهند داشت. چون حاکمیت طالبان، به معناى مرگ آزادى و دموکراسى، قدرت گرفتن خشونت، تبعیض جنسیتى، إعمال سلایق و نظرات تند و خشن طالبان به جاى قانون و مقررات عقلانى و در واقع، چیزى شبیه گروه داعش به صورت رسمى حاکم شدن، است. چرا که طالبان، القاعده و داعش، همه از یک آبشخور فکرى و عقیدتى سیراب مى شوند.

 

برخی در داخل تلاش دارند تا مساله افغانستان را جناحی کنند، پاسخ شما به این افراد چیست؟

 

متاسفانه این گونه داورى ها و جوسازى و شانتاژ در میان فعالان سیاسی و به خصوص برخى از اصولگرایان افراطى وجود دارد. البته به این دلیل که افراطیون در اندیشه تندروى و افراطى گرى و خشونت طلبى ، با طالبان و داعش مشابهت و قرابت دارند، سعى مى کنند هر گونه نداى آزادیخواهانه و عدالت جویانه را با این اتهامات خاموش کنند و عجیب تر آن که خود را متولى کشور، دفاع مقدس، دفاع از حرم و غیره نیز مى دانند و اصلاح طلبان را به جنگ افروزى متهم و به حضور در افغانستان و دفاع از مردم مظلوم آن دیار دعوت مى کنند. اینجانب رسماً اعلام مى کنم این گونه پى گیرى مدافعانه از طالبان یا سکوت در برابر مظالم و حق کشى آن ها ، ضمن مردود بودن ذاتى آن، در آینده نه چندان دور، تمامیت ارضى و استقلال و کیان و هویت انقلاب اسلامى و جمهوریت اسلامى را مورد تهدید جدى قرار مى دهد.

اخبار قبل و بعد
اخبار مرتبط

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد