بیست سال زمان نیاز بود تا نسلی از افغانها در پرتو حاکمیت نسبی نظم و قانون، با مقدمات شکل گیری جامعه مدنی و مفاهیمی چون حقوق شهروندی، آزادیهای فردی و اجتماعی، مسوولیت پذیری، مشارکت جویی و نقش آفرینی سازمانهای غیر دولتی در توسعه کشورشان، آشنا شوند.
اگر چه این تجربه شیرین با بازگشت دوباره طالبان، به فرجامی تلخ بدل شد، اما به نظر می رسد که نسل نوپای افغانهای آشنا با مفاهیم دنیای جدید، دیگر حاضر به پذیرش تفکرات طالبانی نباشند.
جدای از این موضوع که در جای خود قابل بحث و بررسی است و نقش تعیین کننده ای در آینده افغانستان و منطقه دارد، بررسی ماهیت طالبان فعلی و مقایسه آنها با طالبانی که در سال نود و شش میلادی بر افغانستان حاکم شدند، میتواند به بسیاری از سوالات موجود و حدس و گمانهای پیش رو در ارتباط با سرانجام افغانستان در دوران جدید، پاسخ دهد.
آیا طالبان آنگونه که خود مدعی هستند و برخی از سیاستمداران و تحلیلگران غیر افغانی هم بدان اشاره می کنند، تغییر کرده اند؟ آیا ماهیت و نگرش آنها به حکومتداری و برقراری ارتباطشان با مردم عوض شده؟ چه تفاوتی میان طالبان ربع قرن پیش و طالبان امروزی وجود دارد؟

آنچه در این روزها دیده ایم و شنیده ایم، به ویژه اخباری که در این دو سه روز اخیر و پس از برطرف شدن شوک اولیه تسلط ناگهانی طالبان بر کابل، به دستمان می رسد، نشان از آن دارد که اگر چه طالبان می کوشد تا خود را بزک کند و به دنیا چهره ای متفاوت از آنچه از او به یاد دارد، ارائه نماید، اما گویا ذات کج اندیش و آمیخته به جهل مقدس این گروه، اصلاح شدنی نیست.

شمشیر نیک از آهن بد چون کند کسی؟
ناکس به تربیت نشود ای حکیم کَس

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره بوم خس

شوره بوم طالبان، همان نوع نگرش و تربیتی است که در مدارس حقانی آموخته اند. خشک مغزانی که اگر چه اکنون به وسائل ارتباط جمعی و سلاح های روز مجهز شده اند، اما با همان طرز تفکر و اندیشه بسته سالهای قبل، پای به عرصه حکومتداری گذاشته و در سر هوای برپایی امارت اسلامی را دارند.
طالبان، همان طالبان است با همان جزم اندیشی، تحجر، خشونت، تعصب و جهل مقدسی که بنیان نگرش او را تشکیل داده. آنها تغییر نخواهند کرد چرا که آبشخور فکریشان تغییر نکرده است.

زمین شوره سنبل بر نیارد
در او تخم و عمل ضایع مگردان

نکویی با بدان کردن چنان است
که بد کردن به جای نیک مردان

امیدوارم هم جامعه جهانی و هم مردم افغانستان، به ویژه نسل نوپای افغانها، در برابر تسلط این متحجران وحشی صفت بر جان و مال و فرهنگ و تاریخ و جامعه افغانستان، به پا خیزند و اجازه ندهند تا سرنوشت یک ملت رنج کشیده اما مستعد و فرهنگ پرور، اینگونه قربانی دسیسه های پیدا و پنهان، معامله گریهای کثیف سیاسیون و وحشی گری طالبان شود.

پ.ن: اشعار از گلستان حضرت سعدی است.

اخبار قبل و بعد
اخبار مرتبط

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد