حجت الاسلام و المسلمین منتجب نیا، استاد سابق گروه فقه و حقوق دانشگاه شاهد، با تأکید بر اینکه مجتهد در درس خارج باید محور را گسترده تر از طهارت، نجاست و عبادیات ببیند و درباره مسایل روز از جمله اقتصاد اسلامی بحث و اجتهاد کند، گفت: هیچ رویدادی پس از رحلت پیامبر(ص) و ائمه طاهرین تا آخرین روز دنیا تحقق پیدا نخواهد کرد مگر آنکه بتوان پاسخ آن را از اسلام، آیات و روایات استخراج کرد و به آن جواب گفت.

منتجب نیا با بیان اینکه اسلام دین جاودانه است و برای همه نیازها، پرسش ها و ضرورت ها پاسخ دارد، اظهار کرد: عامل تحقق این جاودانگی و پاسخگویی به همه نیازها، اجتهاد پویا و مترقی و به روز فقهاست و در صورتی این اجتهاد می تواند مفید باشد که هم استاد و هم شاگرد در درس خارج مسایل روز را بدون موضع گیری های جناحی و سیاسی کاملاً درک کنند و بفهمند.

وی معتقد است: تنها راه حفظ اسلام آن است که اجتهاد به حقیقت خود برگردد و مجتهدان به روز باشند و دو عنصر زمان و مکان را درک کنند، مستقل باشند، وابسته به حکومت نباشند، هر کجا لازم شد حکومت را تایید کنند و هر کجا لازم شد فریاد بزنند و اینطور نباشد که اگر یک مرجع تقلید انتقاد کرد، به ایشان توهین و فحاشی شود. مجتهدین باید فیلتری برای تشخیص حقیقت باشند نه اینکه اربابان قدرت در برابر مراجع تقلید، اساتید و مجتهدان بزرگ قرار بگیرند.

به گزارش پایگاه رسمی اطلاع رسانی حزب جمهوریت ایران اسلامی، حجت الاسلام و المسلمین رسول منتجب نیا در گفت وگو با شفقنا، با اشاره به اینکه اسلام دین جاودانه و خاتم ادیان است، اظهار کرد: پس از اسلام دینی نخواهد آمد، همانطور که پیامبر اکرم(ص) خاتم انبیاء بودند و هستند. تشیع اثنی عشری نیز روح و حقیقت اسلام است، این اعتقاد ماست و به دلایل عقلی و نقلی قابل اثبات است از جمله اینکه بعد از اسلام دینی از جانب خدای متعال نازل نشد و از سوی دیگر آیات قرآن در ۲۳ سال دوران حیات پیامبر(ص) بعد از بعثت نازل شد و روایاتی که از پیامبر(ص) نقل شد در آن ایام بوده است؛ همچنین روایاتی که از ائمه طاهرین(ع) نقل شده، در یک یا دو قرنی بود که ائمه تا زمان غیبت حضرت ولیعصر(عج) حیات داشتند.

وی ادامه داد: روایات با بیان آن روز و متناسب با آن روز صادر شده و آیات قرآن هم به صورت کلی مطالب را بیان کرده و گاهی هم در تشبیهات و تمثیل ها شرایط آن زمان را نشان می دهد و آیا توجهی به شرایط امروز ما ندارد، آیا میان این دو مساله تناقضی وجود دارد؟ بین جاودانگی اسلام و خاتمیت اسلام نسبت به دیگر ادیان و اینکه عمده ادله اسلام آیات و روایات هستند که در آن زمان و خطاب به مردم آن زمان صادر شدند تا حدی که برخی از علما و مسلمانان معتقد بودند که آیات قرآن را فقط کسانی می فهمند که مخاطب قرآن قرار گرفتند و دیگران نمی توانند بفهمند، آیا میان این دو تناقض وجود دارد؟ پاسخ این است که تناقضی نیست.

وی گفت: اصلی را اسلام و به خصوص تشیع ابداع کرده و یک راهی را جلوی پای مردم گذاشته که از میان مردم خودشان بتوانند حرکت کنند و اسلام را به دست بیاورند و نیازهای خودشان را از جانب وحی الهی و دین پروردگار برطرف کنند و آن مساله اجتهاد و تفقه است که در قرآن کریم آیه نَفر همین معنا را می رساند که همه مردم نمی توانند اجتهاد کنند و فقیه شوند. «فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَهٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَهٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ» چرا عده ای فقیه نمی شوند تا تفقه کنند «وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ…» به میان مردم برگردند و مردم را هدایت کنند و آنها راه خود را  به دست بیاورند.

استاد فقه بیان کرد: قرآن اصل تفقه و اجتهاد را بیان کرده، روایات فراوانی درباره شناخت و نقل آیات و روایات رسیده  و بر این مساله که عده ای احادیث را حفظ کنند و بفهمند و احادیث و معانی احادیث و آیات را به دیگران تعلیم کنند، تأکید شده است. ما نام این اقدام را اجتهاد گذاشتیم، اجتهاد از جهد می آید یعنی تلاش کردن برای به دست آوردن احکام الهی و پاسخی که خدای متعال و دین اسلام به نیازها و ضرورت های جامعه می دهد، به تعبیر دیگر استنباط که استنباط به تعبیر شهید مطهری یعنی از عمق زمین، آب زلال را استخراج کردند و به حقیقت رسیدن.

*اجتهاد ضامن جاودانگی اسلام و تشیع است

منتجب نیا اجتهاد را امری پاسخگو دانست و درباره آن گفت: اجتهاد امری است که ضامن جاودانگی اسلام و تشیع و عامل پاسخگویی اسلام و تشیع به همه پرسش ها و سوالات مردم در تمام قرن ها در کره زمین حتی اگر به فرض کرات دیگری هم کشف شود یا مسکونی گردد، اجتهاد پاسخگوی نیازهای مردم آن کرات هم خواهد بود. برای تأکید این مساله که در روایات هم هست در زمان غیب صغری محمد بن عثمان بن سعید عَمری که از نواب اربعه امام زمان(عج) هست، یک نامه شریفی را از حضرت ولیعصر(عج) برای مردم نقل می کند که عبارت این است «و اَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعوُا فیها اِلی رُواهِ حَدیثِنا، فَاِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَاَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیْهِمْ» اما حوادثی که واقع می شود، خطاب به همه مردم است، طبیعتاً هر حادثه ای یک موضوع هست و حکمی دارد و پرسشی پیش می آورد و این پرسش پاسخ می خواهد که برای دریافت این پاسخ ها می توان به کسانی که این احادیث و روایات را نقل می کنند و در واقع راوی هستند، رجوع کنیم. البته فقط نقل حدیث و روایات کافی نیست بلکه راویان احادیث و روایات باید عادل و اهل عمل باشند لذا خداوند می فرماید: «فَاِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَاَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیْهِمْ؛ فقها و ناقلان حدیثی که این شرایط را دارند، حجت من بر شما هستند.» حجت یعنی نماینده من هستند و اگر مطلبی را نقل کردند، من قبول دارم و در واقع آنها واسطه بین من و شما هستند کما اینکه من هم حجت خدا بر فقها و مجتهدان هستم.

وی افزود: بنابراین برای تضمین جاودانگی و تحقق خاتمیت دین اسلام یک ابزار و وسیله کارآمد و موثری را اسلام پیش بینی کرده و آن اصل اجتهاد است. مساله اجتهاد را همه فرقه های اسلامی شیعه و اهل سنت قبول دارند منتها اهل سنت معنای دیگری برای اجتهاد دارند که با شیعه متفاوت است. من فکر می کنم تعریفی که شیعه از اجتهاد می کند به مراتب علمی تر و مترقی تر از اهل سنت است؛ اما اصل اجتهاد را همه قبول دارند بنابراین ما به این نتیجه می رسیم که هیچ رویدادی پس از رحلت پیامبر(ص) و ائمه طاهرین تا آخرین روز دنیا تحقق پیدا نخواهد کرد مگر آنکه بتوان پاسخ آن را از اسلام، آیات و روایات استخراج کرد و به آن جواب گفت؛ هیچ نیازی برای جامعه پیش نمی آید مگر اینکه اسلام و تشیع پاسخگوی آن نیاز و ضرورت خواهد بود.

منتجب نیا به ضرورت کرسی های دروس خارج فقه اشاره و اظهار کرد: طبق آیه نصر و روایات، عده ای باید متخصص شوند، همانطور که در پزشکی و مهندسی جمعی می روند و تخصص پیدا می کنند، عده ای هم باید عمر خود را صرف تحصیل و تحقیق کنند و اسلام شناس و فقیه شوند تا بتوانند نیازهای معنوی و دینی مردم را رفع و آنان را هدایت کنند.

بسیار متأسفم که توجه ما معممین نسبت به رسالتی که خدای متعال، پیامبر(ص) و ائمه(ع) برعهده ما گذاشتند و جامعه از ما انتظار دارد، کم شده است. بسیاری از ما روحانیون بیشتر وارد کارهای اداری، اجرایی، اقتصادی و امثال ذلک شدیم و فراموش کردیم که فلسفه وجودی روحانیت، علمای دینی و حوزه های علمیه این است که مسایل و مشکلات معنوی مردم را از متن آیات و روایات استخراج و به آنان ارایه کنند تا هدایت شوند. ما روحانیون مسیر را اشتباه رفتیم و از مسیر خود خارج شدیم و ای کاش این مساله پیش نمی آمد. انقلاب اسلامی عظمت و برکات بسیاری داشته و متأسفانه ما طلبه ها به جای اینکه بتوانیم از بستر انقلاب برای تحقق تفقه، اجتهاد و تحقیق در مسایل دینی و اجتماعی استفاده کنیم، دچار اشتباهاتی شدیم و امیدوارم روزی برسد که حوزه ها، روحانیت و طلاب به ماهیت و حقیقت خود بازگردند.

وی ادامه داد: دروس خارج یک مرحله ای از تدریس در حوزه هاست. در حوزه های علمیه دروس را دو مرحله کردند. یک مرحله سطح است، استاد از ابتدای ادبیات تا سطح عالی که کفایه آخوند خراسانی و مکاسب شیخ انصاری است، از روی کتاب تدریس می کند و طلبه و شاگرد که کتاب در اختیار دارد با استاد پیش می رود. وقتی طلبه کفایه و مکاسب را تمام کرد، وارد درس خارج می شود. درس خارج یعنی خارج از کتاب، بدین ترتیب که استاد مباحث فقهی و اصولی را مطالعه می کند و ممکن است بیش از دهها کتاب و بیست نظریه را بخواند و ادله آنها را بررسی کند، پاسخ دهد و رد یا تایید کند و سپس در کلاس درس قرار می گیرد و برای شاگردان تدریس می کند. در واقع وقتی تدریس می کند، در حال اجتهاد است و اجتهاد خود را به صورت شفاهی برای شاگردان بیان می کند، این روش بسیار مترقی و جالب است. بنده در حوزه تدریس کردم و گاهی هم در دانشگاه تدریس می کنم و این روش را بسیار می پسندم چرا که روش بسیار سازنده و مفیدی است. هم استاد به جزوه ای که تهیه کرده، اکتفا نمی کند و هم شاگرد پای درس استاد ذهن خود را متمرکز می کند و مطالب را یاد می گیرد و سپس درباره آنها تحقیق می کند.

منتجب نیا خاطرنشان کرد: وقتی ما درس خارج می رفتیم، شب که می شد چندین ساعت مطالعه می کردیم و نظرات مختلف علمای دیگر را می دیدیم و سپس با نظر استاد تطبیق می دادیم و خود را برای درس فردا آماده می کردیم. یک روش جدیدی که آن زمان استفاده می شد، مذاکره و مباحثه بود. مباحثه روش بسیار جالب و مفیدی است، فرض کنید که اگر ۵ نفر درس یک استاد می رفتند، این ۵ نفر هم مباحثه می شدند یعنی هر روز که استاد درس می گفت، پس از درس یکی از این ۵ نفر استاد و باقی شاگرد می شدند و سایر شاگردان اشکال می کردند به این ترتیب یک مروری برای درس استاد می شد علاوه بر اینکه تمرینی برای تدریس بود. این روش ها مترقی و خوب بود منتها دو گونه می توان از این روش ها استفاده کرد، یکی به شکل سنتی و قدیمی که فقط به مباحث عبادی از جمله طهارت، نجاست، نماز، روزه، زکات و خمس بپردازیم، همان کاری که از هزار سال قبل فقها انجام دادند و هزاران کتاب در این زمینه نوشته شده و امروز به سادگی در دسترس قرار دارد. اگرچه این روش بسیار مفید است و در تقویت علمی شاگردان موثر می باشد، اما ضروری است به مباحث روز و مسایل مختلفی که برای مسلمانان و انسان ها به وجود آمده نیز پرداخته و اسلام به درستی معرفی شود.

وی عنوان کرد: تا قبل از تبعید حضرت امام(ره) به نجف اشرف، درس های خارج در نجف و قم نوعاً به صورت سنتی و محور بحث ها طهارت، نجاست و عبادات بود، اما امام یک بابی را فتح کردند و راهی را نشان دادند. به عنوان مثال ایشان وقتی درس خارج می دادند و مکاسب شیخ انصاری را می گفتند، به بحث ولایت که رسیدند مساله حکومت اسلامی را مطرح کردند. حکومت اسلامی به عنوان درس خارج امام بود و یک بحث صرفاً سیاسی نبود و چندین جلسه به آن پرداختند. امام به عنوان یک استاد، مجتهد و مرجع این مباحث را تدریس کردند و صدها شاگرد داشتند.

وی افزود: امام مساله ولایت فقیه را به عنوان نظریه اجتهادی خود بیان کردند و قابل پذیرش هم بود، شاگردان اشکال و ایراد می کردند و جالب این است که روش حوزه ها این بوده که سر درس استاد، شاگرد باید هر اشکالی که به ذهنش می رسد، همان لحظه ایراد و اشکال کند. در قم این روش رایج بود، ولی می گفتند که در نجف این روش رایج نبوده است، امام وقتی به نجف مشرف شدند درس خارج شروع کرده بودند، دیدند که کسی اشکال نمی کند، ایشان عتاب کرده بودند که مگر شما خوابید و توجه ندارید، چرا کسی ایراد نمی کند که حتی یکی از دوستان نقل می کرد که مرحوم حاج آقا مصطفی به پدرش ایراد می کند تا فتح باب شود و طلاب دیگر هم جرأت اشکال گیری کنند. امام هر کجا وارد می شد، یک نظریه ابداعی و جدیدی در مسایل مختلف داشت، در مسایل فقهی وارد شد و دیدیم که بحث حکومت اسلامی را استنباط کرد و بسیاری از مباحث را استخراج کرد، در مباحث اصولی و اصول فقه نظریات بدیعی دارد که هیچ کسی تاکنون نداشته است. وارد تفسیر شد و چند جلسه تفسیر قرآن را بیان کردند که متأسفانه مخالفت کردند و اجازه ندادند که امام ادامه دهند.

وی اجتهاد در مسایل روز را ضروری دانست و گفت: درس خارج به این معناست که استاد سر درس اجتهاد می کند و نظریه اجتهادی خود را بیان می کند و شاگرد دریافت کرده و خودش اجتهاد کند، یعنی این ملکه اجتهاد رفته رفته در شاگرد شکل می گیرد و سپس می تواند در همه مسایل اجتهاد کند. هم استاد و هم شاگرد باید به روز باشد، اگر اساتید درس خارج به روز نباشند و به همان مباحث گذشته مانند عبادیات و امثال ذلک اکتفا کنند، شاگرد هم منزوی می شود. چنین شاگردی ممکن است که مجتهد باشد، ولی مجتهدی است که فقط می تواند طهارت و نجاست را استنباط کند و نمی تواند راجع به مسایل روز استنباط کند.

*مجتهد در درس خارج باید محور را گسترده تر از طهارت، نجاست و عبادیات ببیند

منتجب نیا ادامه داد: مجتهد در درس خارج باید محور را گسترده تر از طهارت، نجاست و عبادیات ببیند و درباره مسایل روز از جمله اقتصاد اسلامی بحث و اجتهاد کند. چرا فقها و مجتهدان مسایل اقتصاد اسلامی را مطرح نمی کنند و به کارشناسان تحصیل کرده دانشگاهی می سپارند؟! حوزویان هم باید در اینگونه مسایل همکاری و همراهی کنند، وحدت حوزه و دانشگاه به همین معناست. یک اقتصاد دانی که در دانشگاه های داخل و خارج درس خوانده، نظراتی دارد و فرمول هایی می داند، یک فقیه و مجتهد هم روی مبانی دینی و اسلامی مسایل اقتصادی را استنباط می کند.

من به یاد دارم که وقتی بحث بانکداری اسلامی مطرح شد، بنی صدر می گفت مبنای بانک در تمام دنیا ربوی است و نمی توانیم معاملات بدون ربا داشته باشیم. در دوره اول و دوم مجلس با کمک دولت، قانون نظام بانکی تغییر پیدا کرد و شورای نگهبان هم آن را تایید کرد، ممکن است که این قانون ایرادهای مختلفی داشته باشد اما همان هم کاوش نکردند، نه مجلس آمد در آن تجدید نظر کند و نه حوزه ها نظری دادند. ممکن است که برخی انتقاد کند و بگویند که این نظام ربوی است، ولی برنامه ای ارایه نکردند و حتی به خود زحمت تحقیق در این باره را ندادند.

وی با تأکید بر اینکه اسلام دین جاودانه است و برای همه نیازها، پرسش ها و ضرورت ها پاسخ دارد، گفت: عامل تحقق این جاودانگی و پاسخگویی به همه نیازها، اجتهاد پویا و مترقی و به روز فقهاست و در صورتی این اجتهاد می تواند مفید باشد که هم استاد و هم شاگرد در درس خارج مسایل روز را بدون موضع گیری های جناحی و سیاسی کاملاً درک کنند و بفهمند.

جای تأسف است که استاد و طلبه ای از همان ابتدا که کار را شروع می کند، در باند بازی بیافتد و تحت تأثیر سیاست بازان و اربابان قدرت قرار بگیرد و جای تأسف است که اربابان قدرت بخواهند حوزه ها را نان خور خود کنند و علما و طلاب را وابسته به خود کنند، مساله ای که حضرت امام(ره) به شدت با آن مخالف بود و همیشه می فرمود که حوزه ها باید مستقل باشند، هیچ کسی از حکومت حق ندارد در حوزه دخالت کند، ولی متأسفانه برخی چنین تصوری را ندارند.

*مجتهدین آگاه به زمان و وابسته به حکومت ها نباشند

وی با بیان اینکه به منظور آنکه مجتهدینی که امروز پرورش پیدا می کنند آگاه به زمان، موضوع شناس باشند، نقص های فراوانی داریم که باید این نقص ها را برطرف کنیم، اظهار کرد: اولین نقص همین است که مجتهدین باید به روز و آگاه به زمان و نیازها باشند و با مردم ارتباط داشته باشند و وابسته به حکومت نباشند. البته ممکن است که حامی حکومت و جمهوری اسلامی باشند، اما نباید وابسته باشند بلکه باید مستقل باشند تا بتوانند به تعبیر امام(ره) اسلام ناب محمدی را استخراج و به جامعه عرضه کنند.

*دروس خارج خود را در رویه ها و موضوعات به روز کنند

استاد فقه و حقوق توجه به عنصر زمان و مکان در امر اجتهاد را حائز اهمیت دانست و عنوان کرد: دروس خارج نقص هایی دارد و باید خود را در رویه و موضوعات به روز کند. این مساله ای است که فقهای گذشته هم بعضاً به آن اشاراتی داشتند، اما حضرت امام در پیام ها و نظرات خود تأکید داشتند که در روند اجتهاد احکام الهی حتما و لزوماً باید دو عنصر زمان و مکان دخالت داشته باشد، ما نمی توانیم در فضای ۱۴۰۰ سال قبل قرار بگیریم و برای امروز استنباط کنیم. باید شرایط امروز را ببینیم، جامعه امروز را بشناسیم و همانطور که در روایت هم داریم، فقیه باید عارف و عالم به زمان باشد نه اینکه در زمان های گذشته بماند. در مورد مکان هم این چنین است، ممکن هست که ما در ایران زندگی کنیم یا در یک کشور دیگری باشیم و حتی ممکن است که انسان ها در یک کره مسکونی دیگری زندگی کنند، در هر صورت یک مجتهد باید شرایط مکانی و اقلیمی را در نظر داشته باشند.

منتجب نیا درباره آینده حوزه های علمیه گفت: اگر ایرادهای اساسی برطرف شود، حوزه می تواند به جایگاه خود برگردد. اما در حال حاضر حوزه از جایگاه خود تنزل پیدا کرده است، درس های خارج برخی از فقها مستقل هستند، اما برخی وابسته به اربابان قدرت شدند، برخی وابسته نشدند ولی از مردم جدا شدند و نیاز مردم و نیازهای روز را نمی شناسند و نظراتی می دهند که از نظر علمی قابل قبول نیست. اگر این ایرادات برطرف شود، قطعاً و مسلماً حوزه های علمیه در آینده نه چندان دور می تواند بیشتر بدرخشد، می تواند خروجی ها و محصولات ارزشمندتری را ارایه کند، اکثر بزرگان انقلاب ما محصول حوزه ها بودند، شخصیت های بزرگی مثل حضرت امام و دیگران آمدند و مطهری ها و بهشتی ها و دیگران را پرورش دادند.

وی بیان کرد: چنانچه حوزه های علمیه متحول شوند و وابسته به حکومت نباشند، عارف و عالم به زمان باشند و به روز فکر کنند و موضوعات روز را بشناسند و با مردم ارتباط داشته باشند و بتوانند فرا کشوری فکر کنند، در این صورت می توان امیدوار بود که آینده حوزه ها به مراتب بهتر از گذشته باشد و پاسخگوی همه سوالات باشند و نیازهای مردم را رفع کنند؛ ولی اگر روند فعلی ادامه پیدا کند یا بدتر شود و افرادی در حوزه علمیه تربیت شوند که علیه یا به نفع حزبی اقداماتی را انجام دهند و وارد سیاست بازی شوند یا بعضی ها وابسته به قدرت ها شوند و به دنبال رفع نیازهای مادی خود باشند، آن زمان است که دیگر امیدی نیست. ان شاءالله که چنین مخاطره ای برای حوزه ها نباشد، خداوند تاکنون حوزه ها را حفظ کرده و از این پس هم به لطف پروردگار و با همت مراجع، علما و طلاب و با توجه و ژرف نگری اربابان قدرت در آینده نیز حفظ خواهد شد.

*وابستگی به قدرت بزرگترین ضربه به اجتهاد و تفقه اسلامی است

وی توجه به اندیشه های امام(ره) را ضروری دانست و گفت: اربابان قدرت تصور نکنند که اگر حوزه ها را وابسته به قدرت کنند کار خوبی است، این بزرگترین ضربه به حوزه ها، اجتهاد و تفقه اسلامی است. امام تا لحظه آخر می گفت که حوزه ها باید مستقل باشند، هیچ کسی حق دخالت در حوزه ها را ندارد. ایشان حتی برای مدیریت حوزه قم می فرمود که مراجع باید تعیین کنند و من نباید دخالتی داشته باشم. کما اینکه امام در دانشگاه ها هم به ژرف نگری و آزاد اندیشی به خصوص در مسایل دینی معتقد بودند. ای کاش امام را آنطور که بود، می شناختیم؛ بسیاری از صفحات زندگی و اندیشه امام یا شناخته نشده یا به دست فراموشی سپرده شده یا دستخوش تحریف قرار گرفته است. امیدواریم که در آینده امام(ره) را بهتر از امروز بشناسیم و تحت تأثیر افکار و اندیشه های بلند و مترقی ایشان قرار گیریم.

وی بیان کرد: اگر اجتهاد پویا به همان شکل که عنوان کردم، انجام شود، نتیجه آن رسیدن اسلام به اوج عظمت و شوکت خواهد بود. در روایات داریم «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه»، اسلام می تواند کل بشریت را هدایت کند و برای جوامع بشری رهنمون باشد، فقط ضروری است که مجتهدین از طریق اجتهاد صحیح، علمی و به روز تأکیدات اسلامی را در اختیار مردم قرار دهند و آنان را هدایت کنند. اگر چنین نشود و حوزه های علمیه از مردم جدا شوند یا از زمان و مکان فاصله بگیرند یا ابزار دست حکومت ها و قدرت ها قرار بگیرند، آن زمان نتیجه این می شود که اسلام توسط افراد کم سواد و مزد گیر در پشت تریبون معرفی می شود و اسلامی که به جامعه ارایه می شود مغایر با آن اسلام واقعی، علمی و اجتهادی خواهد بود.

وی افزود: هر حکومتی تلاش می کند که حاکمیت خود را تثبیت کند و دین هم می تواند وسیله ای برای ابقاع حکومت ها در جوامع دینی باشد در نتیجه حکومت برای ابقاع خود به این افراد کم سواد، متملق و بی اطلاع از اسلام و در عین حال پر ادعا متوسل می شود. از طرفی ارگان های حاکمیت که باید به حوزه های علمیه متکی باشند و از بزرگان و مجتهدان عظیم الشان الهام بگیرند، خودشان معیار و شاقول اسلام می شوند؛ در این صورت به جای اینکه حکومت تحت لوای دین باشد، دین تحت لوای حکومت است و بدترین شکل دین این است که دین حکومتی باشد و حاکمان بخواهند مرزهای دین را مشخص کنند، مفسر دین باشند، حوزه ها، مجتهدان، محققان و اساتید بزرگ دانشگاه ها در زمینه های دینی کنار بروند و حاکمان و اربابان قدرت بتوانند میدان دار شوند و آنها تنها مفسر و مبین اسلام باشند که بهترین تعبیر این است که اسلام دین حکومتی می شود نه اینکه حکومت دینی شود.

منتجب نیا به مضرات بین المللی اجتهاد فاقد پویایی اشاره و خاطرنشان کرد: وقتی اجتهاد مترقی، پویا و به روز تحقق پیدا نکند، آن زمان است که میدان برای اندیشه طالبان، داعش، القاعده، وهابی گری و امثال ذلک باز می شود، آن زمان داعش منادی اسلام می شود که در تاریخ بشریت کم نظیر است و همه را به پای اسلام می نویسند به این دلیل که مجتهدان وارد نشدند، نتوانستند به روز باشند، نتوانستند جامعه را درک کنند و فریاد اسلام را به اقصی نقاط جهان برسانند و هدایت کنند. امام حسین(ع) فرمودند: «وَ عَلَى الاِسْلامِ، ألسَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّهُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ بن مُعاویه» باید در چنین شرایطی  بگوییم «وَ عَلَى الاِسْلامِ، ألسَّلامُ» اسلامی که عده ای بیسواد، متملق، چاپلوس و دنیا طلب مبلغ آن باشند و برای تثبیت خود نظر دهند، اسلامی که گروه هایی مثل داعش و طالبان مبلغ آن باشند، دیگر اسلام نیست بلکه نقطه مقابل اسلام به خصوص برای تشیع است و این همان فرقی می باشد که بین شیعه و اهل سنت وجود دارد؛ گرچه همه مسلمان و پیرو اسلام و قرآن هستند، ولی تشیع یک سرمایه بسیار عظیمی دارد و آن منابع حدیثی و روایی اهل بیت(ع) است که متأسفانه اهل سنت از آن کمتر استفاده می کنند.

وی بازگشت اجتهاد به حقیقت خود را تنها راه حفظ اسلام عنوان و اظهار کرد: ما روایات فراوان و سنت ائمه طاهرین علیهم السلام را داریم و با داشتن این سرمایه بزرگ اگر اسلام را تقدیم داعش و بی سوادهای داخلی کنیم، ظلم بسیار بزرگی است بنابراین تنها راه حفظ اسلام آن است که اجتهاد به حقیقت خود برگردد و مجتهدان به روز باشند و دو عنصر زمان و مکان را درک کنند، مستقل باشند، وابسته به حکومت نباشند، هر کجا لازم شد حکومت را تایید کنند و هر کجا لازم شد فریاد بزنند و اینطور نباشد که اگر یک مرجع تقلید انتقاد کرد، به ایشان توهین و فحاشی کنند. مجتهدین باید فلیتری برای تشخیص حقیقت باشند نه اینکه اربابان قدرت در برابر مراجع تقلید، اساتید و مجتهدان بزرگ قرار بگیرند.

متأسفانه در کشور ما بعض انحراف ها دیده می شود و تاکنون به دفعات به ساحت مقدس بعضی مرجعیت توهین و جسارت شده که این اقدام بسیار زشتی است که بخری محافل و افراد حساب شده یا به واسطه افراد جاهل، مغرض و نادان انجام دادند که در هر صورت باید پیگیری و از تکرار آن جلوگیری شود.

وی گفت: اگر ساحت مرجعیت، حوزه های علمیه، اجتهاد و تفقه به معنای واقعی، حفظ شود آن زمان اسلام هم حفظ خواهد شد و «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» معنا پیدا می کند، در غیر این صورت باید منتظر باشیم که اسلام در سطح دنیا در اختیار داعش قرار گیرد و تبدیل به اسلام آمریکایی شود که حضرت امام فرمودند. امام در سال آخر عمر خود بسیار احساس نگرانی کرد و مبحث اسلام آمریکایی را بیان کرد بنابراین اسلام می تواند آمریکایی باشد و ابزاری در دست آمریکا و اسرائیل و دشمنان اسلام باشد، از سوی دیگر می تواند بهترین وسیله برای نجات بشریت و مقابله با ظلم و استکبار باشد. امیدواریم که در حوزه ها تحولی ایجاد شود و این انحراف و مخاطره بزرگ را جدی بگیرند و اجازه ندهند که در داخل و خارج به ساحت حوزه و مرجعیت لطمه و خدشه ای وارد شود.

منتجب نیا به فلسفه وجودی حوزه های علمیه اشاره و خاطرنشان کرد: طلبه باید ادبیات، منطق، فلسفه، تفسیر، علم الحدیث، فقه و اصول یاد بگیرد و مسلط و صاحب نظر شود، اصول فقه و فقه را می خواند برای اینکه احکام الهی را استخراج کند و بتواند نیاز مردم را پاسخگو باشد تا در نهایت هیچ گرهی در جامعه نباشد و دقیقاً انتظاری که اسلام از حوزه ها دارد، همین است. حضرت امام(ره) در آن زمان وقتی پیامی به گورباچف دادند، فرمودند که حوزه های علمیه و علما باید پاسخگوی تمام پرسش ها و اشکالاتی باشد که مارکسیسم و کمونیست ارایه کرده است و آن را برای مردم بیان کنند و آنها را از اشتباه خارج کنند. اما مساله فقط پاسخ به اشکالات مارکسیسم و کمونیست نیست بلکه با توجه به شرایط زندگی امروز، نیازها و پرسش ها متفاوت شده و نیاز به پاسخ های جدید دارند و حوزه های علمیه باید پاسخگو باشند.

وی در پاسخ به این پرسش که حوزه های علمیه تاکنون توانستند همپای نیازهای دین و پاسخگوی جامعه باشند و در دهه های آینده نیز پاسخگو خواهند بود؟ گفت: قبل از انقلاب و نهضت حضرت امام خمینی(ره)، حوزه های علمیه راکد یا منزوی بود و ارتباطی با جامعه نداشتند، حوزه ها یک مرکزی برای پرورش طلاب شده بود و طلاب هم به صورت تکراری دروسی را تلمذ می کردند و به دیگران یاد می دادند و افرادی امام جماعت، واعظ و سخنران یا حداکثر مجتهد و مرجع تقلید می شدند، حضرت امام(ره) حوزه ها را احیا و منقلب کردند، انقلاب نیز از حوزه ها و دانشگاه ها شروع شد، طلبه های جوان از پوست سابق خود خارج و در کنار درسشان وارد صحنه ای متفاوت شدند. آن زمان من طلبه جوانی بودم، وقتی امام(ره) سخنرانی می کرد و نظراتی می داد ما کاملاً متحول می شدیم و متوجه می شدیم که دچار اشتباه شدیم و باید به مسیر خود برگردیم. حوزه ها نیز به مسیر اصلی خود برگشتند و کارهای لازم و موثر را انجام دادند و در انقلاب اسلامی پیشتاز شدند و در نهایت این انقلاب بزرگ و پر برکت در پرتو اسلام به وجود آمد.

منتجب نیا در پایان گفت: اگرچه حوزه ها در پیروزی انقلاب اسلامی نقش موثر و مهمی را ایفا کردند، ولی این نقش به این معنا نبود که حوزه ها، طلاب و روحانیت همه بار را به دوش بکشند و طلاب و روحانیون در همه جا حضور داشته باشند. همانطور که یک پزشک و مهندس در محل و موقعیت مخصوص به خود در حال فعالیت است، محل کار یک روحانی نیز در حوزه ها، منابر، پشت میز تحقیق، پژوهش و تدریس است. اینکه ما معممین بخواهیم به این بهانه که زمانی انقلاب کردیم و در این میدان پیشتاز بودیم، در همه امور حضور داشته باشیم و در همه مسایل اقتصادی، سیاسی و اجرایی دخالت کنیم، سبب می شود تا هدف اصلی خود را فراموش کنیم و قافیه را ببازیم.

اخبار قبل و بعد
اخبار مرتبط

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد