آیت الله رسول منتجب نیا، دبیرکل حزب جمهوریت در روزنامه ایران نوشت: سخنان روز چهارشنبه رهبر معظم انقلاب حاوی نکات مهمی بود. از جمله اشاره ایشان به اینکه ما هم نباید دستاوردهای انقلاب را نادیده بگیریم و هم اینکه نباید عقب ماندگی ها را پنهان کنیم و ضرورت دارد که برای جبران این عقب ماندگی ها اقدام صورت بگیرد. این در واقع یک نگاه متعادل به اوضاع کشور است که به نظر می رسد از ضرورت های امروز ایران می باشد. ما در مباحث فلسفی با دو نوع حکمت مواجه هستیم؛ حکمت نظری و حکمت عملی. حکمت نظری آن طور که شارحان آن چون شیخ طوسی توضیح می دهند به معنای دیدن موجودات، اشیا و پدیده ها همان گونه که هستند می باشد. یعنی پدیده ها را نه سیاه تراز واقعیت ببینیم و نه سفیدتر، نه کمتر و نه بیشتر، نه خوب تر و نه بدتر. حکمت عملی هم به طور طبیعی ادامه رفتاری و در واقع بعد اجرایی همان حکمت نظری است که در قبال رویدادها و موقعیت ها، واقع بین و واقع گرا باشیم. در قرآن کریم و همین طور احادیث متعدد شیعه هم بارها به مساله تعادل در برخورد با پدیده ها و قضاوت درباره آنها و توجه به ابعاد مختلف حکمت، تاکید شده است.

وقتی این مساله را در قبال قضاوت درباره موضوعات روز جامعه و وضعیت کشور در نظر می گیریم، متوجه می شویم که نادیده گرفتن مساله تعادل مورد تاکید در موضوع حکمت، چه به صورت افراط و چه تفریط دو اثر مخرب و منفی دارد؛ از یک سو پررنگ کردن بیش از حد نقاط منفی و کمبودها و صرف تمرکز بر آنها در جامعه «یاس» ایجاد می کند. از سوی دیگر نادیده گرفتن کامل کمبودها و بزرگنمایی بیش از حد دستاوردها نیز باعث ایجاد «توهم» خواهد شد. صدالبته که واضح است نه جامعه درگیر یاس و سرخوردگی عمومی می تواند راه سعادت و پیشرفت را پیدا کند و نه عمومی شدن توهم چنین امکانی فراهم می کند. مهم تر اینکه هر دو بار مسائل شدیدا ظرفیت ایجاد خطر برای کشور و جامعه دارند. جامعه مایوس با ندیدن نقاط قوت خود دچار خمودگی، ایستایی و حتی طغیان های مقطعی می شود که حاصلی جز خودتخریبی ندارد. فراگیری توهم هم با دور کردن اذهان از واقعیت، مسیری غلط را برای توسعه نشان می دهد و می تواند زمینه ساز تصمیمات خطرساز باشد.

به همین اعتبار است که رهنمود رهبر معظم انقلاب را باید یک یادآوری استراتژیک برای گروه های سیاسی و عموم جامعه دانست. نظام اسلامی ایران و قدرت ملی ما نه با سیاه نمایی تقویت می شود و نه با سفیدنمایی رشد می کند. چیزی که در این برهه تاریخ لازمه پیشرفت ما و هر حکومت دیگری است، واقع بینی، واقع گرایی و محاسبه عقلانی برای تمام موضوعات می باشد. چرا که اگر ما چه به چشم سیاه نمایی و چه خوش بینی مفرط از دیدن واقعیت سر باز بزنیم در نهایت این واقعیت است که خود را به ما تحمیل می کند و آن تحمیل شدن بسیار هزینه ساز است. پس چه بهتر خودمان قبل از تحمیل واقعیت، آن را بپذیریم. پذیرش واقعیت هم صرفا در دو اقدام عملی متبلور است؛ تلاش برای تقویت بیشتر دستاوردها و کمر همت بستن برای جبران ناکامی ها  و عقب ماندگی ها. نکته مهم اینکه هیچ کدام از این دو مورد بدون دیگری کامل و اثر بخش نیستند و برای تاثیرگذاری مثبت باید همراه و موازی همدیگر پیگیری شوند.

در ساحت نظری و اخلاقی، این تعادل در دیدن همزمان دستاوردها و ناکامی ها را می توان در واژه «انصاف» خلاصه کرد. انصاف چیزی است که اگر جامعه فراتر از همه کمبودها و مشکلات، آن را در کلام و عمل نخبگان سیاسی خود احساس کند، با همراهی و همدلی خود مناسب ترین پاسخ را به آن می دهد. جامعه ما بیش از هر زمان دیگری در دوقطبی بین سیاه نمایی و سفیدنمایی محتاج چنین نگاهی است تا همدلی خود را به پای این مهم بریزد. همدلی که هم بستر جبران کمبودها را فراهم می کند و هم عامل تقویت و توسعه دستاوردها می شود. جز این، تزریق نگاه سیاه و سفید مطلق چیزی جز تشدید قطبی گری در جامعه به همراه ندارد. بدون آنکه بتواند پیشرفتی عملی را سبب شود.

اخبار قبل و بعد
اخبار مرتبط

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد